تبليغاتX
فانوس

آقای هاشمی !

گویی آلزایمر شما را تهدید می کند و شما ما را که تمامی آنچه در حوزه ها خوانده اید فراموش کرده اید. یادتان می آید که در روایات و احادیث بسیار آمده که : « حب الدنیا رأس کل خطیئة» و خداوند نیز در قرآن کریم به کرات هشدار داده است که:« واعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه و ان الله عنده اجرالعظیم/سوره انفال آیه ۲۸ » می دانید با فراموش کردن آموزه های قرآنی و معنوی تان چه ظلم بزرگی در حق خود کرده اید؟ حتما نامه گستاخانه آن دلقک پیر را خوانده اید که چگونه برایتان خط و نشان کشیده و تکلیف روشن کرده است:

«...آقای هاشمی رفسنجانی!

هر آدمی آبرو و حیثیت و منزلت و اعتبارش را برای " روز مبادا" یش ذخیره کرده است. در سن هفتاد و پنج سالگی هستید و با هر حساب که بکنید روز مبادای شما چندان از امروز دور نیست، جمعه شاید روز مبادای شما باشد. شاید همین جمعه روزی باشد که باید ذخیره آبرو و سیاست و کیاست تان را خرج کنید. شاید همین جمعه روزی باشد که لازم بشود که شما چنان با درایت سخن بگوئید که سبزپوشانی که در صورت حضور میرحسین موسوی رئیس جمهور ایران به نماز جمعه می آیند شما را تشویق کنند و به همان که قبلا گفته اید فخر کنید که " افتخار من این است که بیست سال منتخب مردم بوده ام." آقای هاشمی! شما باید در نماز جمعه از تقلب بزرگ و حق کشی ناجوانمردانه ای که باعث مرگ قریب صد جوان بیگناه و حبس بیش از 1500 تن از بهترین فرزندان این مملکت شد، بگوئید و اعلام کنید که این انتخابات باید تجدید شود. شما باید بگوئید که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست...ما در بیرون ایران برای تان آبرو گذاشته ایم...

اگر چه در ماجرای منازعات میان اصلاح طلبان و کارگزاران در زمستان 1378، حامیان اصلاح طلبان( از جمله من و اکبر گنجی) رو درروی شما قرار گرفتیم، اما آن کسانی که به شما می گویند غارتگر بیت المال و دولت شما را ام الفساد می داند، محافظه کاران و بخصوص تندروهای طرفدار احمدی نژادند، آن کسی که محسن و مهدی و یاسر را دزد و رشوه گیر خواند، ما نبودیم، بلکه همان محافظه کارانی بودند که با حذف شما و بدنام کردن شما سودای انحصار قدرت را داشتند...

من مطمئنم شما صدای انقلاب مردم ایران را شنیده اید، و مطمئنم که شما می دانید که انقلاب ها را نه رهبران رسمی انقلاب ها مانند آیت الله خمینی، بلکه روسای حکومت، مانند شاه می کنند...  

روز جمعه روز مبادای شماست ...به شخصیت خودتان، طرفداران تان، آن ده میلیون نفری که در انتخابات قبل به شما رای دادند، به ما که بارها از شما حمایت کردیم، به فائزه ای که بدترین اهانت ها را شنید، به خانواده محترم تان، به همسر شجاع تان که توی دهن احمدی نژاد زد، احترام بگذارید و خودتان را برای یک مشت زورگوی چماقدار و مخالف ایران و ایرانی خراب نکنید. شما اینقدر وقت ندارید که ده سال یا بیست سال بعد بتوانید اشتباه تان را اصلاح کنید. من به شخصه قول می دهم اگر به نماز جمعه بروید و کوچکترین حرفی علیه جنبش سبز بزنید، یا از آیت الله خامنه ای دفاع کنید، یا از سلامت انتخابات دفاع کنید، تا پایان عمرم علیه تان هجو و هزل و طنز خواهم نوشت و از حق خودم و مردم نخواهم گذشت. ما منتظر هستیم که بیایید و کار درست را بکنید، وگرنه خودتان را عاقبت به شر نکنید. یا به نماز جمعه نیایید، یا اگر می آئید به حقوق ملت تمام و کمال احترام بگذارید.  

با احترام و درود بسیار -ابراهیم نبوی -۲۳تیر ماه 1388 »

به راستی شما بودید ناراحت و متاسف نمی شدید که یک نویسنده مزدور خارج نشین که جز لودگی و هرزگی هنر دیگری ندارد به رییس تشخیص مصلحت کشورتان چنین بی محابا بتازد و  حیا را قی کند و پاچه ها را بالا بزند؟! نمی دانم چرا سرخاب نمی زند تا چنین جیغ کشیدن بیشتر برازنده اش شود!

و اما خانواده تان که به شهادت خود و دوستانشان، در تمام این مدت شما را به آن سو که خواسته اند کشانده اند  و شما را شخصی معرفی کرده اند که سمعا و طاعتا و مسلوب الاختیار گوش به فرمان آنانید. همین امروز مخملباف، کوتوله سیاسی لمپن، در اظهاراتی چنین گفته است:« ... نباید نقش خانواده هاشمی را در این میان نادیده گرفت.من اطلاع دقیق دارم که خانواده هاشمی در یک ماه اخیر بسیار موثر بوده اند و هروقت هاشمی خواسته کمی متمایل به راست شود با خشم فرزندان خود روبرو شده و آنها توانسته اند مواضع متعادل تری را به او تحمیل کنند»

آقای هاشمی!

فرزندان و خانواده شما،در امواج آرام ناپذیر ملت عدالت خواه سرمایه دار ستیز در حال غرق شدن هستند و طبیعی ست که به هر جایی و کس و ناکسی چنگ بزنند چرا که به فرمایش حضرت رسول « الغریق یتشبث به کل حشیش/کسی که در حال غرق شدن است به هر چیزی متوسل می شود» اما شما هنوز از ملتید و در تاریخ ایران برای خود جایگاهی دارید.شما نباید خود را برای آن مهندس آماتور نخودی که در زرناله هایش مدام آیه "انا لله" را سر می دهد (گویا خود بهتر از بقیه می داند که کارش تمام است و به زودی به زباله دان تاریخ سپرده می شود و باید در تنهایی باقی عمر را سپری کند) خرج کنید.

آقای هاشمی!

ناصحانه و مشفقانه می گویم: شما جز در ایران و  جز در میان این ملت که عاشق امام و انقلابشان هستند "جایی " ندارید. اگرچه در این مدت کارها و خدماتی برای اجنبی ها کرده اید اما آنان گناه انقلابی گری و طاغوت و شاه ستیزی شما را هیچگاه نخواهند بخشید.کافی ست تا پا را از یکی از چارگوشه نقشه گربه ای ایران بیرون بگذارید تا سگهای ولگرد هار که سالهاست در کمین نشسته اند، بر شما بتازند و از بدن تنومندتان، تنها "گوشی" باقی گذارند!! می دانم که خوب می دانید که افراطیون صهیونیست ،منافقین تروریست، دشمنان زخم خورده آمریکایی و انگلیسی و... منتظرند تا انتقام ملت ایران را از کسی مثل شما بگیرند.باور نمی کنید؟! اراجیف سایت ضدانقلاب " ایران گلوبال" را مروری کنید:

« اپوزوسیون پراکنده در ۳۰ سال گذشته آنقدر بی عرضگی و بی شعوری از خود نشان داد که عاقبت کسی مثل هاشمی رفسنجانی به قبله عالم مخالفان تبدیل شده است.آیا درست بود که روشنفکران لائیک و سکولار و کمونیست اینگونه منتظر نماز جمعه به امامت عالیجناب سرخپوش بمانند؟! نماز جمعه هم تمام شد و از سیل خروشانی که به قول روشنفکران قرار بود تا رژیم را جاروب کند خبری نشد... نیروهای سیاسی که در گذشته به برنامه های حداقلی برای ائتلاف راضی نمی شدند حالا به امامزاده هایی چون رفسنجانی دخیل بسته اند! خاک عالم بر سر اپوزوسیون (...) و بی شخصیتی که به دنبال نماز جمعه هاشمی عرق می ریزد ...اپوزوسیون ایرانی یعنی شکست پی در پی و عاقبت هیچ!»  

آقای هاشمی!

هنوز دیر نشده، کاخ ها و اموالتان را به فرزندانتان بسپارید و از این معرکه ننگین که خسرالدنیا و الاخره شدن را به دنبال دارد بگریزید و به آغوش ملت و انقلاب بازگردید تا پس از این همه مدت، نفسی تازه کنید ...الیس الصبح بقریب؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 1:52  توسط فانوس | 

در ماهگرد شکست مفتضحانه اصلاحات دروغین نفاق چهره از اصلاحات حقیقی و جهانی به این خطبه حضرت امیر(ع) برخوردم: 

چون رعد خروشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست شدند!

ولی ما اینگونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعدی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم...

خطبه ۹ نهج البلاغه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 16:9  توسط فانوس | 

لبخند ــــــــ آخرین اخبار:

آقای احمدی نژاد طی بیانیه ای خواستار بازشماری و سپس ابطال انتخابات شهر تهران شد!

در این بیانیه ایشان چنین گفته اند: اهالی محترم و مردم فهیم تهران! همسر من تهرانی است. چطور ممکن است مردم تهران داماد خودشون رو رها کنند و به داماد لرها یا ترکها رای بدن. من مصرانه و مشفقانه می خواهم که مسوولین به سرعت نسبت به بازشماری و یا ابطال و برگزارشدن مجدد انتخابات اقدام نمایند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 0:18  توسط فانوس | 

روز ۲۷ اردیبهشت روزی بود که آیه الله بهجت آسمانی تر شد و اینگونه ایران و جهان اسلام از فیض حضور عالمی وارسته محروم شد.آن روز در جایی خواندم که امام کاظم(ع) فرموده اند: زمانى كه عالمی مى ميرد ملائكه و بقعه هاى زمين كه بر روى آنها خدا را عبادت كرده و درهاى آسمانها كه از آنها اعمال آن مومن بالا رفته است بر او مى گريند و شكستى در اسلام پديد مى آيد كه چيزى آن را جبران نمى كند براى آنكه فقهاء و علماء حصارهاى اسلامند مانند حصار شهر براى شهر.

در همان روزها از گوشه و کنار و معمولا از بزرگترها و ریش سفیدها می شنیدم که می گفتند همیشه بعد از فوت یک عالم بلایی نازل می شود ، خدا به خیر کند... و من از نگرانی و دلشوره آنها تعجب می کردم ...

اما امروز که بیشتر از ۴۰ روز از آن روزها گذشته است تازه علت آن همه دلشوره و تاسفها و  حکمت آن حدیث و روایات مختلف را می فهمم.

اول خرداد ماه، آغاز تبلیغات انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری ...  آن ۲۰ روز تا آغاز روز انتخابات و نیز پس از آن را همه شاهد بودیم: پیدایش امامزاده ای به نام میرحسین که پس از ۲۰ سال سایه نشینی، رادیکال مابانه با رنگی سبز بازگشت و با رنگ آمیزی دخترکان و پسران کارناوالهایی را به راه انداخت که کمتر مشابهش را دیده بودیم. آنجا که لازم بود از امام و نخست وزیرش گفت و آن جا که لازم بود بر تمامی آن سالها پوزخند زد و اظهار ندامت کرد! 

البته در مسیر این جریان مرموز،ظاهرا هدایت با میرحسین و بلاشک همسر قرآن پژوهش بود! اما به واقع کسانی نقشهایی نزدیک به نقش اصلی را بازی می کردند که باورش اندکی(و نه زیاد) مشکل بود، پسر شهید بهشتی و سعید ابوطالب دو شخصیتی بودند که سرخورده اما امیدوار زغال در آن ماشین دودی می ریختند تا مسافران و اربابان این ماشین را که در دوره ۸ ساله ریاست خاتمی از دفتر او حقوق می گرفتند تا زیرآب اسلام و انقلاب را بزنند و در حلقه منحوس  "کیان" بنیانهای انقلاب را هدف گرفته بودند  به آنجا ببرند که سالها پس از طرد شدن توسط ملت ، در انتظار رجعت و گرفتن انتقامی سخت بودند و میرحسین نیز در این مسیر چاره ای جز راندن این ماشین نداشت زیرا پس از مناظره ۱۳خرداد به وضعیتی رسیده بود که نه راه پس داشت و نه پیش! پس همگی بی محابا تاختند و از هیچ گونه دروغ و تهمت و ایجاد اغتشاش و استحمار طرفداران خوش نیتشان پروا نکردند...

ظریفی می گفت: «میرحسین را نه می توان "خودی" نامید و نه "غیر خودی" بلکه او در این جریان نقش " نخودی" را اجرا کرد» میرحسین آمد تا واسطه و وسیله ای باشد برای دشمنان قسم خورده انقلاب  که سالها خوابگزاران ایرانی به آنها بشارت سقوط و اضمحلال نظام جمهوری اسلامی را داده بودند.شاید این یک دیدگاه منطقی در توجیه وقایع اخیرباشد اما اگر بخواهیم کمی احساسی به وقایع پس از انتخابات و عملکرد این عالیجناب سبزپوش نگاه کنیم، می توان میرحسین موسوی را "بلایی آسمانی" نامید که پس از رحلت آیه الله بهجت بر ملت ایران نازل شد.او که از نظر من از امثال منتظری نیز کریه تر می نماید چرا که آنها پس از غضب و طرد حضرت امام به گوشه ای خزیدند اما نخست وزیر دوران جنگ ، عدم ولایت پذیری و بی اعتقادی اش به نظام و انقلاب را بی محابا فریاد کشید و بدون در نظر گرفتن خداوند و امام و شهدا گستاخانه ایستاد تا دستانش به خون بی گناهان بسیاری آغشته گردد و ...          

پروردگارا! ما را سپاسگزار دفع این بلای آسمانی و بازگشت دوباره آرامش و امنیت به کشورمان قرار بده...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 1:42  توسط فانوس | 
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، ‌اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک...
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب
قاصدک! هان، ولی... آخر... ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی! کجا رفتی؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند...


پ.ن:

چقدر خوبه که حالا دیگه شهر آروم و عادیه، خدا کنه آرامش قبل از طوفان گرگها نباشه... 

چقدر خوبه تابستون امثال نتونسته هنوز چشمه کوچک را خشک کنه،انگار چشمه داره مقاومت میکنه!  

چقدر خوبه که امتحانی وجود نداره تا دلشوره نمره و پیگیری جریانات بعدش آدمو  کلافه کنه! 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 23:0  توسط فانوس | 
نذر کرده بودم اگر شایستگی تحقق وعده الهی که فرموده : "جاء الحق  و زهق الباطل"  را  بیابیم امثال دیگر سالگرد شهادتت را فراموش نکنیم و به شرط قبولی دعایت در حق ما و کشورمان  بر سرمزارت آمده و با یاد کردنت بخواهیم که شما هم این قبرستان نشینان عادات سخیف را یاد کنید

باز آیینه و آب و سینی چای و نبات

باز پنج شنبه و یاد شهدا با صلوات

شهید صادق زاده

 در سالگرد آسمانی شدن شهید غلامرضا صادق زاده( که کتابهای خواندنی و کم نظیر "نامه های فهیمه و یادداشتهای سوسنگرد" حاصل نامه نوشته های عارفانه و عاشقانه او و همسرش فهیمه باباییان پور است ، آن دو که بر روی حلقه ازدواجشان حک کردند: تنها ره سعادت/ایمان جهاد شهادت) صلوات یادتون نره و اگر به گلزار شهدا آمدید مزار او را هم زیارت کنید.اگر  هم شد، ساعت ۴.۳۰ همگی برای او و فهیمه سوره ای از قرآن را بخوانیم.

به امید شفاعت...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 23:51  توسط فانوس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بهار خواهد آمد اما نمی آید مگر برای کسانی که می توانند شکیبایی کنند و چنان آرامشی دارند که گویی از دیوان قضا خط امانی به ایشان رسیده و من هر روز به بهای دردهایی که تقدیسشان می کنم این نکته را بهتر در می یابم که آرامش و شکیبایی مایه توفیق است چرا که جهان به سوی آرامش مطلق در حرکت است...

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
فتح الفتوح
گزارش جامعه
آینه جادو
همسخن
شروق
روح فانی
شعله فراق
آب و آتش
تلنگریسم
خرابه شام
محمود صارمي
طال الانتظار
عرفان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان