تبليغاتX
فانوس

هاشمی رفسنجانی ـ چند ماه پیش- دانشگاه صنعتی شریف: 

« هیچ کس از من و رهبری به هم نزدیک تر نیست ،من عاشق مقام معظم رهبری هستم»

باز هم هاشمی رفسنجانی ـ چند ماه پیش ـ مصاحبه با نماینده سابق زادسر:

«موضع من در حق دولت نهم همان سکوت من است و فکر نمی کنم که رهبر معظم انقلاب در این زمینه چیز بیشتری از من بخواهد زیرا ایرادات و انتقادات مرا به این دولت در ابعاد گوناگون، مستحضر هستند.»
********

رويترز: نبرد همه جانبه هاشمي عليه احمدي‌نژاد . دخالت رفسنجاني در روند انتخابات رياست جمهوري ايران تنها باعث افزايش تنش‌ها خواهد شد.

شبکه تلويزيوني الجزيره :حمايت اكبر هاشمي رفسنجاني از ميرحسين موسوي در تبليغات انتخاباتي و سخنراني ها مشهود است.

و....

******

آقای هاشمی! ای کاش به واقع سکوت می کردی و چون گذشته با چراغ خاموش راه را بر خدمتگزار ایران می بستی .اما افسوس که اشتباهی استراتژیک مرتکب شده و سرنوشت خود  را به سرنوشت دیگر مردان برگشته و مغضوب انقلاب  گره زدی ...وای اگر از پس امروز بود فردایی...

*****

و اما:

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند / جمال چهره تو حجت موجه ماست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 0:52  توسط فانوس | 
آغاز سومین دهه از ولایت مقتدایمان حضرت آیة الله خامنه ای مبارک باد...

در عصر هجوم شب که دل می ترسید / ناگه چه ستاره ای برایم تابید

ماییم و ستاره ای و راهی روشن / تا کور شود هر آنکه نتواند دید

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 19:15  توسط فانوس | 
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

یحذرالمنافقون ان تنزل علیهم سوره تنبئهم بما فی قلوبهم قل استهزءوا ان الله مخرج ما تحذرون/ منافقان از آن روزی بترسند که خدا سوره ای بفرستد که آنچه درون ناپاک آنهاست بر آنها آشکار سازد.ای رسول! بگو اکنون تمسخر کنید که خدا از آنچه می ترسید بر سر شما خواهد آورد/سوره توبه آیه ۶۴

و امشب ۱۳ خرداد سال ۸۸ ، در شب رحلت حضرت روح الله پس از سالها  آن سوره وعده داده شده خداوند در عصر ما نازل شد.سوره ای که اگرچه به عربی نبود و از لبان مبارک رسول الله شنیده نمی شد اما  بوی علی و عدالت می داد و آنها را مردی گفت که چهارسال   است "عجل لولیک الفرج" را در هر کوی و برزنی زمزمه کرده است."مالک رسید بر در     آن خیمه سیاه..." اما این بار کسی به او نمی گوید که بازگردد و او تا انتهای این سنگلاخی که سالهاست پای ملت روح الله را خراشیده و خونین کرده است می رود. می رود  تا بر سرشان بیاید از آنچه می ترسیدند. تا سیه روی شود هر که در او غش باشد...

من امشب بیش از همیشه مفتخرم ، به ایرانی بودنم ، به انقلاب اسلامی  و به رییس جمهور کشورم.  او که مایه سربلندی و عزت ایران و ایرانی ست .بی شک ندای الله اکبر در ساعت صفر عاشقی  بر بامها  نسخه آنان که راه و یاد و منش امام را به تمسخر گرفته اند خواهد   پیچاند و از امشب قضاوت با ضمیرهای آگاه و دلهای پاک و خداجو و جویای حقیقت خواهد  بود.

اماما! آسوده بخواب که عاشقان ولایت و عدالت بیدارند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 1:51  توسط فانوس | 
همیشه وقتی در جمع بزرگترها  بحث سیاسی در می گرفت و از قضا صحبتی هم از زمان جنگ و نخست وزیر آن زمان پیش می آمد،همه متفقا از میرحسین موسوی به نیکویی و خوبی یاد میکردند و عملکرد و اقداماتش در آن برهه زمانی را خوب و مناسب ارزیابی می کردند.

روزها گذشت و گذشت تا به این روزهای انتخابات دهم رسید.هنگامی که آقای موسوی کاندیداتوری اش را اعلام کرد خیلی از همانها که میرحسین را همیشه ستوده بودند خوشحال  شدند و از همان زمان تکلیف برگه رایشان را روشن کردند.اگرچه هنوز کمی هم دلشان با   دکتر احمدی نژادی بود که سال ۸۴  با ایمان و اعتقاد به او رای داده بودند اما چه می شد      کرد ، فرد اصلح تری آمده بود که صلاحیتش را در روزهای سخت جنگ نشان داده بود.

باز هم روزها گذشت و میرحسین آنها لب به سخن گشود و بعد از بیست سال وارد میدان شد.سخنانی گفت که با تصورات بزرگترها خیلی همخوانی نداشت چون زیاد انقلابی نبود.اما   آنها با خود گفتند اشکال ندارد ، کمی عقاید و لحن حرف زدنش عوض شده، وقتی رییس جمهور شد و در مسند اجرایی قرار گرفت آن گونه می شود که قبلا بود.اما کمی بعد میرحسین را در حال دست دادن با کسانی دیدند که خاطرات تلخ زمستان و خیانت را برایشان یادآوری میکرد. خیلی جا خوردند اما باز هم باور نکردند تا اینکه در روزهای اخیر که روزهای عزای حضرت فاطمه زهرا(سلام اله) بود کارناوالهای تبلیغاتی او را دیدند که با پارچه و بادکنکهای سبز و پوستر و بیلبرد و بنرهای وسیع میلیونی مشغول فعالیت برای او بودند.

و امروز در میدان ولیعصر،عزاداران عاشقانه گرد هم آمده بودند تا سیاستشان را با دیانتی  فاطمی آمیخته و صفا و روحانیت ببخشند .آن هنگام  که دکتر احمدی نژاد را طبق سالهای   گذشته درجایگاه دیدم که چگونه پرشور وعلوی گونه از حماسه و اقتدار می گوید یاد حرف  پدرم افتادم که صبح با لحنی تلخ آرزو کرده بود که ای کاش امسال میرحسین هم همراه آقای احمدی نژاد چفیه به گردن به جایگاه بیاید تا به همه ثابت کنیم که مردان انقلاب تغییرناپذیرند...

چقدر دلم برای پدرم و چقدر برای میرحسین موسوی می سوزد...  

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 1:14  توسط فانوس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بهار خواهد آمد اما نمی آید مگر برای کسانی که می توانند شکیبایی کنند و چنان آرامشی دارند که گویی از دیوان قضا خط امانی به ایشان رسیده و من هر روز به بهای دردهایی که تقدیسشان می کنم این نکته را بهتر در می یابم که آرامش و شکیبایی مایه توفیق است چرا که جهان به سوی آرامش مطلق در حرکت است...

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
فتح الفتوح
گزارش جامعه
آینه جادو
همسخن
شروق
روح فانی
شعله فراق
آب و آتش
تلنگریسم
خرابه شام
محمود صارمي
طال الانتظار
عرفان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان