![]() |
![]() |
|
|
از جای جای زخم خنجرها درد می بارد...
جای خنجرها عفونت کرده است و خون می بارد...
نگر تا این شب خونین سحر کرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:28 توسط فانوس |
|
|
جناب آقای موسوی!
نصر من الله و فتح قریب چشماتو باز کن ندهندت فریب! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:9 توسط فانوس |
|
|
فرازی از دعای جوشن صغیر:
پروردگارا! چه بسیار دشمنی که بر من شمشیر عداوت برکشید و خنجر کین تیز کرد و نیزه خشم تند نمود و سموم کشنده برای کشتن من آماده ساخت و با تیرهایی که به هدف اصابت می کند مرا نشانه گرفت و در دل داشت که مرا آماج هر شکنجه قرار دهد ولی تو آن دشمن را از من دفع نمودی و به ضعف و ناتوانیم نظر کردی... مرا از شکرگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده... ***** باز بوی فاطمیه آمد... بانو! نمی یابیمت اما کنار تو گریه مرسوم است. مگر می شود "پهلوی" تو بود و "شکسته" نبود؟!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:38 توسط فانوس |
|
|
شیوهی نوشین لبان، چهره نشان دادن است پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 23:15 توسط فانوس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بهار خواهد آمد اما نمی آید مگر برای کسانی که می توانند شکیبایی کنند و چنان آرامشی دارند که گویی از دیوان قضا خط امانی به ایشان رسیده و من هر روز به بهای دردهایی که تقدیسشان می کنم این نکته را بهتر در می یابم که آرامش و شکیبایی مایه توفیق است چرا که جهان به سوی آرامش مطلق در حرکت است...
|
| پیوندها |
|
فتح الفتوح گزارش جامعه آینه جادو همسخن شروق روح فانی شعله فراق آب و آتش تلنگریسم خرابه شام محمود صارمي طال الانتظار عرفان |
|
RSS
|